خانه راهنمای خرید پیگیری سفارش پشتیبانی درباره ما تماس با ما
محصولات مرتبط
ادبیات نظری  وپیشینه تحقیق اوقات فراغت جوانان و دانشجویان
ادبیات نظری وپیشینه تحقیق اوقات فراغت جوانان و دانشجویان
قیمت : 19,000 تومان
ادبیات نظری انحرافات جنسی
ادبیات نظری انحرافات جنسی
قیمت : 19,000 تومان
ادبیات نظری بحران و مدیریت بحران
ادبیات نظری بحران و مدیریت بحران
قیمت : 19,000 تومان
ادبیات نظری تحقیق افسردگی در زنان
ادبیات نظری تحقیق افسردگی در زنان
قیمت : 19,000 تومان

پیشینه و مبانی نظری موسیقی درمانی

پیشینه و مبانی نظری موسیقی درمانی

فصل دوم پایان نامه،پیشینه،ادبیات پژوهش ،کارشناسی ارشد روانشناسی،مفهوم ،مبانی نظری،مبانی نظری وپیشینه تحقیق پیشینه و مبانی نظری موسیقی درمانی دارای 49 صفحه وبا فرمت ورد وقابل ویرایش می باشد

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: ورد و قابل ویرایش با فرمت .docx
بخش هایی از محتوای فایل پیشینه ومبانی نظری::


موسیقی درمانی
موسیقی چیست؟
می توان موسیقی را علم گفت،زیرا عنصر اصلی موسیقی یعنی صوت و زیر بمی اصوات در اثر نسبت های ریاضی پیدا می شود و از طرف دیگر چون تمام قواعد موسیقی مانند ریاضی،مسلم و بدون تغییر نیست و ذوق و قریحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد،پس می توان آن را هنر نامید. یعنی موسیقی دارای دو جنبه علمی و هنری است(فردوسی،1380).
در زمینه روانشناسی موسیقی پژوهش هاي بسیاری انجام گردیده است که شامل پژوهش ها،ارزیابی های عصب شناسی و فیزیولوژیک بنیادی زیستی،درک موسیقی مطالعات سو برتری نیمکره ای،مطالعات مربوط به شنوایی و مطالعات روانی

فیزیکی مکانیزم های ادراک شنوایی،مطالعات روانشناسی شناختی،تحلیلهای تظاهرات شنوایی و رمزگردانی آن،درک ملودیک و اجرای ماهرانه موسیقیایی،ارزیابی روانشناسی اجتماعی،جنبه های زیبایی شناختی و عاطفی گوش دادن به موسیقی،تحلیل رفتاری یادگیری موسیقی و مطالعات کاربردی این حوزه ها در درمان،آموزش،صنعت و غیره می شود.(هارگریوز،1986؛ نقل ازانصاری مقدم،1372).
احساس زیبایی شناختی یا شناخت زیبایی که نتیجه حالت خاصی از زندگی است،نقطه مرکزی هنرها از جمله موسیقی است که وجه تمایز هنر از زندگی به شمار می رود(انصاری مقدم،1372).
موسیقی مبین و موجود احساسات است. موسیقی بخش طبیعی و زاده صوت و از نیازمندیهای نخستین بشر به شمار می رود. موسیقی فن تجسم عواطف است و مانند شعر از طبیعت تقلید می کند،موسیقی زبان حال روح بشری است و هیجاناتی را که کلام قادر به تعبیر آن نیست بدان وسیله می توان تشریح کرد. موسیقی زبانی بین المللی به منظور ابراز آرزوها،انتظارات و عواطف و احساسات است و برای هر ملتی متناسب خصوصیات ملی امتیازات معینی دارد(روشن روان،1378).
موسیقی به عنوان یک هنر فطری اولین هنر شناخته شده و بشری و خاستگاه اولیه هنرهای دیگر است. انسان اولیه پیش از آنکه زبان اختراع شود تا از طریق آن بتواند با هم نوع خود ارتباط برقرار کند از طریق موسیقی این عمل را انجام می داده است. به این ترتیب موسیقی اولین وسیله بیان و ارتباط نیز بوده است. سومریان پنج هزار سال قبل از میلاد قواعد موسیقی خود را تئوریزه و مدون کرده بودند و با در اختیار داشتن سازهای متنوع،انواع موسیقی را تولید و اجرا می کردند. یونانیان حدوداً نه قرن قبل از میلاد تمامی اصول و قواعد موسیقی خود را مدون و مکتوب کرده و برای هر گروه سنی سازهای ویژه و نوعی خاص از موسیقی را جایز می شمردند. در یونان باستان موسیقی به عنوان یک علم و هنر مقدس و متعالی شناخته می شد،که باعث رشد ذهنی،تقویت حافظه،تزکیه نفس،رشد خصلت های پاک انسانی،سلامت نفس و درک جهان هستی می شود. از این رو در فلسفه یونانی آمده است که برای تربیت شخصی سالم و مبتکر و جامعه ای عاری از بدی ها و زشتی ها باید کودکان را از سنین کم با موسیقی و ژیمناستیک آشنا کرد و در چین باستان معتقد بودند که موسیقی انسان را با نظم و محاسبات ریاضی آشنا کرده رابطه دقیق و در میان اجزاء یک پدیده بزرگ را بدرستی قابل درک می کند(روشن روان،1378).
موسیقی جهان شمول است و اگر خواسته باشیم در موسیقی عنصری را بیابیم که حامل این جهانشمولی در ذاتی ترین شکل آن باشد و نوعی تداوم و اشتراک را از قدیمی ترین و ساده ترین اشکال موسیقی گرفته تا جدیدترین و پیچیده ترین اشکال آن نشان دهد در نهایت تنها به یک عنصر می رسیم. می توان ادعا کرد ذات موسیقی را می سازد و آن صداست. اگر نقاشی را بتوان در آخرین تحلیل به نگار یا تصویر خلاصه کرد موسیقی را نیز در ریشه دارترین شکل آن باید تنها یک صدا دانست. انسان از آغاز پیدایش خود در جهانی نگارین و گویا زندگی کرده و شکل گرفته است،پس فرهنگ نیز پدیده ای است که همواره با نگارها(شکل ها)و آواها(صداها)مشخص می گردد «در اسطوره شناسی انسانی،صدا مکانی ویژه دارد که از ابتدای انسانیت در بالاترین موقعیت ها قرار داشته است،در بسیاری از اساطیر آفرینش جهان با یک صدا آغاز شده است. صدایی که آفریدگار را با یک سرود،یک کلام،یک فریاد،یک خنده،یک آه .... از خود برمی آورده است. صدا در اسطوره شناسی فرهنگ های مختلف مانند هندوچین نیز بار بزرگی را حمل می کند این امر را باید بازتابی از حضور کارکرد موسیقی با صدا در زندگی انسان ها دانست. رشد و توسعه شناخت موسیقی در همراهی با تفکر اجتماعی انسان ها صورت گرفت از این رو زمانی که در نیمه قرن نوزدهم علوم انسانی در شکل نوین خود پا به عرصه وجود گذاشتند موسیقی شناسی نیز می توانست به مثابه علمی حتی قدیمی تر از شناخت انسان ها مطرح شود(فکوهی،1378).
در فرهنگ های سنتی موسیقی نه تنها با تمام شئون زندگی مردم ارتباط داشته و امروز هم به شکل کم رنگتر هنوز ارتباط دارد بلکه با تمام هنرها مرتبط است. در فرهنگ های سنتی موسیقی با ادبیات شفاهی و بعضاً ادبیات کتبی با نگارگری،هنرهای نمایشی و اسطوره ها و آئین های مذهبی و غیرمذهبی پیوند دارد(درویشی،1384).
قطع ارتباط موسیقی با زندگی مردم ابتدا از شهرهای بزرگ شروع و امروزه به ترتیب از شهرهای درجه دو،سه و چهار در حال تعمیم به روستاها است،ارتباط موسیقی در جوامع سنتی با زندگی به این معناست که هر نوع موسیقی مربوط است با یک فعل و انفعالی از تولد تا مرگ که در آن جامعه صورت می گیرد،یعنی هیچ موسیقی ای بدون موضوع نیست ولی در شهرهای بزرگ(مثل تهران)موسیقی با هیچ چيز زندگی مردم ارتباط ندارد در خانه،ماشین،هتل،.... موسیقی گوش می کنیم و در واقع حجم پخش موسیقی به حدی است که کلافه کننده است ولی همه اینها سطحی بوده و با زندگی ارتباط ندارد. در این شهرها موسیقی جدی را هم تفننی گوش می دهند،یعنی از روی هوس،ولی موسیقی در جوامع سنتی اصلاً هوس نبوده .... امروزه در فرایند جدا شدن موسیقی از زندگی بسیاری موسیقی گوش می دهند که برقصند،برای اینکه شاد بشوند ولی در پشت این هیچ اعتقاد،تفکر،نگرش،زیبایی شناسی و معرفتی وجود ندارد ولی در مراسم سنتی و آیین ها این گونه نبود و امروزه موسیقی ارتباطش با حالات زندگی مردم و یا جلوه های معنوی گم شده است .... و البته این جریان،جریان جهانی است ... الان ما ارتباطمان را با خیلی از جلوه های فرهنگی مان از دست داده ایم و خاستگاه بسیاری از پدیده های فرهنگی مان اساساً حذف شده و برداشت مردم هم از موسیقی بیشتر به برداشتی سطحی تبدیل شده است(درویشی،1384).
2-23-1 .نظریه هاي مربوط به موسیقی
شو پنهاور
- Shopenhaver
بر این عقیده است که تمام هنرها در فرازگاه خود می خواهند به مرحله موسیقی برسند،چه تنها در موسیقی است که هنرمند می تواند بی واسطه با دریافت کنندگان خود ارتباط برقرار کند. نيچه می گوید: "اگر موسیقی نبود زندگی هیچ می بود." گاستن(1968)موسیقی را یک رفتار انسانی می داند و توماس(1974)می نویسد نیاز به ساختن موسیقی و گوش دادن به آن اظهار همگانی افراد بشر است مانند صحبت کردن یا وجه غالبی از بیولوژی انسان(انصاری مقدم،1372 ؛ نقل از زاده محمدی،1371).
موسیقی به تخیلات و خاطرات خود آگاه نیرو می بخشد به گفته وی منشا فرهنگی موسیقی در غلبه بر اصوات هولناک محیط زندگی پیش از تاریخ است(انصاری مقدم،1372).
صوتهايي که توسط انسان های اولیه برای بیان واکنش های عاطفی به محرک های خارجی به کار می رفت تبدیل به ملودي گردید. در این راه بعضی خصوصیات نظیر اختلاف طنین و توالی زیر و بم را کسب نمود به این ترتیب منشا میزان های موسیقی پیش از دوره کلامی است و منشا و سرچشمه آن در تجارت حسی

حرکتی اولیه از جمله درک ریتم داخلی بدن است.(ضربان قلب،نبض،نفس کشیدن،راه رفتن ....)ضرب سومین عنصر اساسی است و احتمالاً به وسیله انسان ها اولیه جهت استنباط اهمیت اصوات مورد استفاده قرار گرفته است. هارمونی عبارت از ترکیب هنرمندانه نت های موسیقی است و عنصری است که بعدها پیدا شده است و جنبه کلامی دارد انسان هوشمندانه طوری،ریتم،ضرب و هارمونی را با یکدیگر ترکیب کرده و به اشکال متنوع و پیچیده ای از شکل هنری که به موسیقی معروف است دست یافت(کاس
- Coss
،1976 ؛ نقل ازانصاری مقدم،1372).
هگل موسیقی را حد اعلای هنر و احساس می داند،قدما موسیقی را متکی بر ریاضیات و قسمتی از فلسفه به شمار آورده اند. ابو علی سینا موسیقی را جزء چهارم حکمت ریاضی و در ردیف حساب و هندسه و هیئت قرار داده است. موسیقی نماینده ذوق و ترجمان تجلیات است. افلاطون علم الحان را مبدا کلیه علوم می انگارد. مونتسکیو معتقد است که یونانی ها از کلمه موزیک کلیه صنایع ظریفه را اداره می کنند. عدم انس و آشنایی با موسیقی نقص تربیتی به شمار می رود(رازانی،1342).
2-23-2 .تاریخ موسیقی در ایران
فرهنگ ایران نیز به قدمت نژاد هنرمند آریایی و به موجب آثار جاودانی که بر دل سنگ نقش بسته قریب سی قرن از زندگانی افتخارآمیز و پر نشیب و فراز آن می گذرد. هخامنشیان خاصه ساسانیان به هنر و موسیقی و صنایع ظریفه دلبستگی داشتند و بر اثر تشویق آنان آهنگ سازانی بزرگ و طریقه خاصی در موسیقی به وجود آمد. از هنرمندان به نام آن دوره می توان از افرادی چون: بامشاد،رامتین،نکیسا،سرکش و سرمك،آزاد دارچنگی،کوسان و نواگر یاد کرد. اما در دوره سلسله صفویه مصادف با قرن دهم هجری موسیقی مانند سایر رشته های هنری و ادبی غیر مذهبی در پرده نیسان محو شد.
جنگ و جدال های داخلی و خارجی و توجه شدید و متعصبانه به خاندان صفوی به عالم دین و مبارزات طولانی ایرانیان و دولت همسایه عثمانی برسر تشیع و تسنن و رواج این فکر نادرست و شتابزده و بی مطالعه که موسیقی در دین اسلام حرام شده است،خود قسمتی از علل و موجبات رکود و سکوت هنر موسیقی است،موسیقی به طور پنهانی و نادر و جسته گریخته در چهاردیواری منازل برخی از بزرگان و اعیان و بزرگ زادگان اشراف روشنفکر باقی ماند. در ایران همیشه رسم بر آن بود که خانواده های متمکن جزو معلمین و اساتیدی که برای افراد خانواده و فرزندان خود استخدام می کردند موسیقی دانانی هم در استخدام داشتند که فنون موسیقی را به فرزندان و سایر افراد علاقمند وابسته به آنها می آموخت و این آموخته ها سینه به سینه به نسل های بعدی سپرده می شد(رازانی،1342).
پس از ظهور اسلام و گرویدن مردم ایران به دین مقدس،بسیاری از فرهنگ عرب نظیر فن سپاهی گری،کشورداری،مستوفی گری،ساختمان و معماری،شعر و شاعری،نقاشی و طراحی،موسیقی و غیره ... شدیداً تحت تأثیر فرهنگ ایران قرار گرفت و از جمله موسیقی بود،. که از این زمان به بعد موسیقی عرب از موسیقی ایران نشات گرفت و ابتدا از سراسر عربستان گذشت،پس به شمال آفریقا و اروپا هم راه یافت و به همین منظور موسیقی اسپانیا در اروپا به موسیقی ما از جهات بسیاری شبیه است و از طرف دیگر در حال حاضر می بینیم که موسیقی عرب دارای الحان و نعماتی است که نام های ایرانی دارند مانند: شور،نوا،ماهور،اصفهان و ....(نصیری فر،1372).
در زمان حکومت مادها در ایران موسیقی با ستاره شناسی همراه بود و در زمان هخامنشیان سه نوع موسیقی در ایران معمول بوده که عبارت بودند از موسیقی: مذهبی،رمزی،بزمی. یکی از دستگاههای نشاط انگیز و پر بار موسیقی ایرانی که از عهد باستان به یادگار مانده دستگاه ماهور و خسروانی که روشنگر قدرت و عظمت این هنر ارزنده و سوق انگیز نیاکان ما می باشد. جای بسی تعجب است که پس از آن همه تاخت و تاز و ویرانگری های ملل بیگانه و وحشی و به یغما رفتن گنجینه های ادبی این مرز و بوم هنوز آثاری چنین پربها و چشمگیر برای ملت ما بر جای مانده است و بر ما است که همچنان در حفظ و حراست آن کوشا باشیم و ثابت نماییم که تنها نسلی از اقوام روی زمین هستیم که دارای تاریخ و فرهنگ و هنر مدونی می باشیم. در قرون وسطی حتی قرن 13 مسیحی که اصول و قواعد موسیقی حتی با ترجمه کتاب های فارابی در اروپا انتشار یافت،اروپائیان که هنوز پایبند موسیقی یونانیان بودند تنها موفقیتی که به دست آوردند موفق شدند پنج خط حاصل را که هنوز هم متداول است ابداع نمایند ولی باید گفت هنوز از عهد ثبت و تدوین موسیقی های متنوع مشرق زمین به خصوص دستگاههای وسیع و گوناگون موسیقی ایرانی بر نیامده اند به همین دلیل است که دانشگاههای جهان طالب شناخت هنر و به خصوص موسیقی سنتی ایرانی برآمده اند.(نصیری فر،1372).
2-23-3. متقدمان موسیقی در ایران
ابونصر محمدبن طرخان بن اوزلغ فارابی در سال 260 هجری در «وسیج» واقع در یکی از نواحی ایران که «فاراب» نام داشت زاده شد. ظاهراً همانجا بود که تعلیم آغاز کرد،هوش بسیار و استعداد شگرف او در کار موجب شد که خیلی زود سر برکشد و بعدها به دنبال ارسطو که «معلم اول» بود «معلم ثانی» لقب گیرد. وی مانند کندی آثار بی شماری تالیف کرده است و این فیلسوف نمایشگر شاخه شرقی مکتب اسکولاستیک اسلامی هستند. بعدها ابن رشد و ابن باجه نمایندگان بخش غربی این مکتب گردیدند. بعد از کندی،فارابی نخستین فیلسوف مسلمانی است که درباره تئوری موسیقی دست به تالیف زده است. او می گوید که آثار تئوری دانان یونانی را مطالعه کرده است اما چون منابع و مآخذش ناقص بوده اند،ناچار شده خود تئوری موسیقی را از نو تدوین کند(آذرنوش،1375).
صفی اموین عبدالمومن بن یوسف ابن فا خراموی(613-693 هجری)از دانشمندان بزرگ موسیقی ایرانی و از علمای برجسته قرن هفتم این کشور است. او از کودکی برای کسب دانش به مدرسه متنصریه بغداد رفت و در حسن خط و نواختن بربط از مشاهیر زمان خود گردید. از شاگردان وی می توان از شمس الدین نهرودی،علی ستائی،حسن فراس و حسام الدین قتاح را نام برد و از آثار مهم وی رساله شرفیه یا رساله الشرفیه فی الغنا می باشد که به نام خواجه هارون صاحب دیوان نگاشته شده است و نسخه خطی نفیسی از آن که تاریخ 674 بر آن مندرج است در کتابخانه برلن موجود می باشد و کتاب«الادوار فی الموسیقی» که به امر خواجه نصیرالدین طوسی و در 15 فصل نگاشته شده است(آذرنوش،1375).
محمدبن محمود آملی متوفی در 716 هجری صاحب کتاب نفیس نفائس الافنون و عرایس العیون که از هشتاد و پنج علم در اثر گرانبهای خود به فارسی در باب موسیقی نگاشته است از نظر او موسیقی به دو قسم عملی و نظری تقسیم می شود(آذرنوش،1375).
علامه قطب الدین محمود بن ضیاء الدین مسعود شیرازی 710 هجری که از دانشمندان مشهور ایران است در کتاب خود که در علم ریاضی است شرحی مبسوط درباره موسیقی نگاشته است،مبحث موسیقی این کتاب بیشتر مستند بر اقوال ابونصر و صفی الدین است،او راجع به صوت و لوا حق آن و نسبت های ابعاد موسیقی و رابطه اصوات از نظر ریاضی و آوازها و برده شناسی آلات موسیقی و اوزان شعر و موسیقی مطالبی بیان کرده است(آذرنوش،1375).
شادروان مهدیقلی هدایت حاج مخبر السلطنه از موسیقی شناسان قرن اخیر بوده و دارای کتاب مبسوط بنام مجمع الادوار که نیز خلاصه ای از نوشته های فارابی و صفی الدین و ابن غیبی و سایر مصنفان بزرگ موسیقی ایران است،مرحوم هدایت رساله ابجدی را به اتکاء اقوال و نوشته ها و طرز عمل قدما به انضمام ابداعات خود نگاشته و به مدرسه عالی موسیقی تهران اهداء کرده است که با آنکه در برابر نت یا خط موسیقی بین المللی امروز دشوار است ولی مظهری از کوشش و فکر هنری او و گذشتگان کشور می باشد(آذرنوش،1375).
از موسیقی دانان و موسیقی شناسان دوران ما که هر یک منشا خدمات ارزنده ای برای این هنر عالیقدر ملی بوده و هنوز از کوشش گرانبهای شبانه روزی خود در راه اعتلاء و معرفی موسیقی ایرانی آنی فروگذار نمی نمایند می توان از آقایان علی نقی وزیری،روح ا... خالقی،دکتر مهدی فروغ،دکتر مهدی برکشلی،حسین باشیان و مرحوم ابوالحسن صبا به عظمت و نیکی یاد کرد(گل صباحی،1380).
2-23-4 .وضعیت کنونی آموزش موسیقی در مدرسه هاي ایران
هنرها به عنوان یکی از پنج دستاور دانشی انسان در کنار ریاضیات و علوم،ادبیات و زبان،جامعه شناسی و مطالعات مربوط به آن و حرفه ها قرار می گیرد. امروزه کاربرد هنر به نوعی فراگیر مهم تلقی شده است که در علوم و حرف ردپا و نقش مهم آن را می توان نظاره کرد. ریاضیات،فیزیک و روانشناسی علومی هستند که به نوعی به موسیقی مرتبط هستند. امروزه موسیقی از حد یک سرگرمی یا هیجان فرا رفته به طوری که تأثیرات شناختی آن در افزایش توان ذهنی،تمرکز،مهارت حرکتی و هماهنگی حواس از فعالیت های دیگر هنرها بارزتر است(گل صباحی،1385).
آموزش موسیقی ملی و اروپایی نخستین رشته آموزشی هنری بود که در ایران به آن پرداخته شده پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی افراد و مراجع مختلف درباره موسیقی موضع گیری های مختلف اعمال شد اما در شرایط کنونی،بیش از گذشته به موسیقی توجه می شود و زمینه برای فعالیت موسیقی دانان کما بیش مهیا شده است. تا کنون در مدارس ایران،آموزش موسیقی به شیوه ای طبقه بندی شده و مشخص در برنامه آموزش هنر مدارس وجود نداشته است و اگر هم در برخی مدارس به این مهم پرداخته شود جزو دروس فوق برنامه محسوب می شود. متاسفانه در مدارس کشورمان چندان توجهی به وضعیت آموزش دروس هنری نمی شود و با وجود علاقه دانش آموزان به این دروس زنگ و ساعات دروس هنر چندان جدی تلقی نمی گردد،بیشتر مدارس امکاناتی برای آموزش و حتی شناخت موسیقی ندارند و در کل بر طبق دستور العمل آموزش و پرورش هیچ برنامه ای برای آموزش موسیقی و کلاس در نظر گرفته نشده است به طور مثال در راهنمای هنر سال پنجم دبستان 1353 یادآوری شده که وظیفه اصلی مربی تنها به هنر نقاشی و تمرین در جهت چند مبحث زیر بنایی مانند خط،نقطه و سطح محدود شود و هدف و برنامه ای برای آموزش و سرود و موسیقی به چشم نمی خورد. در کتاب راهنمای تدریس هنر کلاس های چهارم و پنجم 1364 فهرست موضوعی کتاب به شرح زیر است: بخش نقاشی،بخش خوشنویسی،بخش کاردستی،بخش سرود،بخش نمایشنامه و بخش داستان. همچنین آورده شده است که برای اجرای یک سرود همه دانش آموزان ناچارند از ریتم خاص آن سرود پیروی کنند،پیروی از ریتم باعث ایجاد هماهنگی در کارها و تقویت روحیه همکاری میان دانش آموزان می گردد. در طی سالهایی که کتاب مذکور مورد استفاده بوده اند اندک اندک به حذف بخش هایی از جمله بخش سرود دست زده شد،که به این ترتیب در سال 1373 کتاب آموزش هنر پایه پنجم دبستان و اول و دوم راهنمایی 1375 دیگر اثری از این بخش به چشم نمی خورد(رضایی،1388).
در مدارس کشورمان در حاضر،مربی پرورشی به عنوان سامان دهنده ی فعالیت های فوق برنامه معرفی می شود این مربیان معمولاً متخصص نیستند و دست اندرکاران مجموعه آموزش و پرورش معتقدند که یکی از دلایل عمده ی فقر آموزش موسیقی فقر نیروی متخصص است. در واقع تنها قدمی که فعلاً آموزش و پرورش در این زمینه برداشته است تهیه نوارهای سرود و قرار دادن آن در اختیار مدارس است که بسیار مورد استقبال قرار گرفته است(گل صباحی،1385).
2-23-5 .آموزش موسیقی در دانمارک
آموزش موسیقی برای بچه های پیش دبستانی یک بحث عمده در دانمارک است و موضوعی است که در میان معلمان و سیاستمداران در مورد روش شناسی و برنامه تحصیلی مربوط به آن بحث اتفاق می افتد. بیش از 50 درصد از کودکان پیش دبستانی دانمارک،بین 1 تا 5 سال به مرکز مراقبت روزانه می آیند و دانمارک رکود جهانی برای این مقدار زمان را دارد. بیشتر این بچه ها آموزش موسیقی را از معلمان کارآزموده موسیقی دریافت می کنند و بعد از ورود به مدرسه ابتدایی نیز از ادامه آموزش های موسیقی برخوردار می شوند. فرد پیشگامی بنام گزل(1975-1891)آموزش موسیقی به کودکان پیش دبستانی را مطرح کرد و از سال 1976 عملکرد موسیقی برای کودکان و بزرگسالان در دانمارک تصویب شد و به عنوان نخستین کشور در جهان دارای چنین عملکردی شد. اولین هدف آنان ایجاد رفاه و زمینه سازی برای رشد استعدادهای کودکان در زمینه های خاص است و همچنین سبب می شود تا دانش آموزان مهارتهای موسیقی عمده را به عنوان سهمی برای یادگیری مستمر رشد دهند.
زیرا هم در مدارس خصوصی و هم عمومی در رشد هوش

اجتماعی،فیزیکی و هیجانی بچه ها اثر دارد. کارل ارف
...

فایل هایی که پس از خرید می توانید دانلود نمائید

پیشینه و مبانی نظری موسیقی درمانی_1556790593_26399_5739_1682.zip0.07 MB
پرداخت و دانلود محصول
بررسی اعتبار کد دریافت کد تخفیف
مبلغ قابل پرداخت : 19,000 تومان پرداخت از طریق درگاه
انتقال به صفحه پرداخت